تنهایی خوب نیست، به همین دلیل خدا مرد و همچنین زن را آفرید تا با هم باشند، نه تنها █
مکاشفه ۱۹:۱۹ و دیدم آن وحش و پادشاهان زمین و لشکرهای ایشان را که جمع شده بودند تا با سوار اسب و با لشکر او جنگ کنند. مزامیر ۲ پادشاهان زمین برمیخیزند و حکام با هم مشورت میکنند علیه یهوه و علیه مسیح او، و میگویند: ۳ «بندهای ایشان را بگسلیم و کمندهای ایشان را از خود دور اندازیم.» ۴ آن که در آسمان نشسته است میخندد؛ یهوه ایشان را مسخره میکند. از اشعیا ۶۳:۳-۵، اشعیا ۱۱:۱-۵ و مکاشفه ۱۹:۱۱-۱۹ نتیجه میشود که سوار بر اسب سفید طرفدار «چشم در برابر چشم» است… سپس «وحش» با مطالبه اینکه باید برای ضربات او طرف دیگر صورتمان را بگردانیم، پیام را تحریف کرد…
خدا گفت خوب نیست که مرد تنها باشد؛ به همین دلیل زن را برای او ساخت. اما روم با خدا مخالفت کرد. خدا گفت: «خوب نیست که مرد بدون زن باشد» (پیدایش ۲). روم گفت: «برای مرد خوب است که با زنی نزدیکی نکند» (اول قرنتیان ۷). روم این را گفت، اما «تهمتزننده بر برادران ما» به دروغ یک قدیس را متهم کرد که این را گفته است. خدا گفت: «کاهنان من باید ازدواج کنند» (لاویان ۲۱). روم گفت: «کاهنانی که من تحمیل میکنم نباید ازدواج کنند.» اگر این نکته آخر در کتاب مقدس نیست، به این دلیل است که روم اهمیتی نمیدهد، زیرا روم کلماتی را از کتاب مقدس حذف و اضافه کرده است؛ هرگز به پیامی که آزار داده احترام نگذاشت، فقط آن را تحریف کرد. دانیال ۱۲:۱۰ «بسیاری پاک و سفید شده و آزموده خواهند شد؛ اما شریران به شرارت رفتار خواهند کرد و هیچیک از شریران نخواهند فهمید، لکن فهمیدگان خواهند فهمید.» آیا میفهمید چرا خدا هرگز مجازات زندان را برای قاتلان دیکته نکرد، بلکه «چشم در برابر چشم» را دیکته کرد؟ متی ۲۴:۱۵ «پس چون رجاست ویرانی را که دانیال نبی دربارهاش سخن گفته، در مکان مقدس ایستاده ببینید (هر کس میخواند بفهمد).» متی ۱۵:۷ «ای ریاکاران، اشعیا در مورد شما خوب پیشگویی کرد، وقتی گفت: ۸ ‘این قوم با لبهای خود مرا تکریم میکنند، اما قلب ایشان از من دور است. ۹ و عبادات ایشان باطل است، چون تعالیم و احکام انسانی را تعلیم میدهند.’»
آیا میفهمید که اگر عیسی پیامبر دانیال و پیامبر اشعیا را تأیید میکرد، پس غیرممکن بود که هم قانون «چشم در برابر چشم» و هم قانونی که غذاهای ممنوعه را تعیین میکرد، لغو کند؟ با این حال، کتاب مقدس خلاف این را به ما میگوید، زیرا روم علیه خدا شورش کرد و پیام اصلی را تحریف نمود. آنچه امروز کتاب مقدس حاوی آن است، چیزی است که روم تصمیم گرفت که در آن باشد؛ و روم قدرت داشت که نصوص مقدس را وتو کند و نصوص اختراع خود را که هرگز مقدس نبودند، وارد کند.
همانطور که کسانی که میتوانند بفهمند، درک کردهاند، نقش روم نوشته شده بود، درست مانند نقش من یا نقش شما که مرا میفهمید، نوشته شده است. اگر کلماتی علیه شریعت گفت، این بدان معناست که حتی بخش قابل توجهی از آنچه او گفت: «این شریعت بود و اینها نبوتها بودند (که در مورد زمانهای آینده صحبت میکردند)» نیز تحریف شده است.
منابع: اشعیا ۶۶:۱۷ و دانیال ۷:۲۵.
گفتن اینکه حتی یکی از مقدسین سلک تجرد را انتخاب کرده و آن را «هدیه» نامیده است، تهمتی فرومایه از ماری است که در قدیسان دروغینی که روم به طور مخفیانه برای نابودی دین واقعی معرفی کرد، تجسم یافته است.
در آنچه روم و قدیسان دروغینش در مورد پاداش در ملکوت آسمانها میگویند، هیچ فیضی نیست. اگر طبق اتهام در متی ۲۲:۳۰، زنی برای مردان وجود نداشته باشد، این پاداش نیست، زیرا خوب نیست که مرد بدون زن باشد.
فرشته مغرور بود، مطمئن بود که وضع موجود تضمین شده است.
فرشته با غرور به حریفش گفت: تصویر من را بپرست یا بمیر!
حریفش گفت: من بت تو را نخواهم پرستید، ای فرشته یاغی، زیرا خدا آنقدر ناشنوا نیست که از من بخواهد از طریق بتها یا فرستادگان واسطه به او دعا کنم. من بدون نیاز به واسطه یا تصاویر گنگ و ناشنوا، مستقیماً به خدا دعا میکنم.
روم که به عنوان مخالف خدا عمل میکرد، پیامی را که زمانی آزار میداد، جعل کرد. دوم مکابین ۷، اشعیا ۶۵، متی ۱۵ و اول تیموتاؤس ۴:۲-۶ را مقایسه کنید تا تناقضات را خودتان پیدا کنید. کلمات شیطان: «آیا خدا واقعاً به شما گفت که از آن میوه نخورید؟ هیچ چیز که خدا آفریده بد نیست، اگر با شکرگزاری دریافت کنید…» کلمات پدر لوئیس سردو: «چرا گوشت خوک نمیخورید؟ این نوشتهها به این معنی است که اکنون میتوانید آن را بخورید. آن هفت برادر به خاطر خودداری از خوردن آن بیهوده مردند.»
امثال ۱۸:۲۱
«آنچه گفته میشود زندگی و مرگ را تعیین میکند؛ بگذارید کسانی که کلمات خود را نمیسنجند، عواقب را متحمل شوند.»
مرگ به پدر لوئیس سردو میگوید:
«ای پرستنده تصویر من، از آنها بخواه که بگویند به عنوان گناهکار خواهند مرد – و کاری کن که در حین گناه کردن، با پرستش مجسمه و مخلوق، این را بگویند. میدانی که من از این ایده که آنها از گناه روی برگردانند و زنده بمانند تا داستان آن را تعریف کنند، خوشم نمیآید. به آن زوج بگو که فقط تا زمانی با هم خواهند بود که من جلوی راهشان قرار نگیرم (تا زمانی که مرگ آنها را جدا کند. جانهایشان را به من بده و کاری کن که این را بگویند، تا دهان خودشان تلهای شود که آنها را به من پیوند دهد).»
پدر لوئیس سردو از ندای مرگ اطاعت میکند:
«آیا میپذیرید که مرگ بر میل شما برای با هم بودن برتری دارد و شما را از هم جدا خواهد کرد؟ اگر برکت ما را که برکت خداست، میخواهید، باید بپذیرید که گناهکاران مکرر هستید (اکنون و در ساعت مرگتان، آمین)، و تا زمانی که زندهاید، باید در مورد گناهانتان به ما پاسخگو باشید و فرزندان خود را به دست ما بسپارید تا به آنها اطاعت از ما را بیاموزید، همانطور که شما با پرداخت هزینه هر آنچه ما آن را راز مقدس مینامیم، انجام میدهید. شما بردگان ما هستید.»
مرگ با جبرئیل صحبت میکند:
«چرا زنی را پیدا نمیکنی که در برابر تصویر من تسلیم شود و در کلیسایی که پدر لوئیس سردو اداره میکند، با او ازدواج نکنی؟»
جبرئیل به مرگ پاسخ میدهد:
«اولاً، من علیه خدا شورش نخواهم کرد، زیرا پذیرش چنین پیوندهایی پرستش بتهای خادمان توست. ثانیاً، همسر آینده من باید بتواند ایمان من را به اشتراک بگذارد، و متعلق به همان قومی باشد که توسط حقیقتی که خادمان تو آن را با پیامهای پوچ مانند عشق به مرگ – یعنی عشق به دشمن – تحریف کردهاند، آزاد خواهد شد. زنی که همسر من خواهد شد، به آن قوم تعلق دارد، همانطور که به پیامبر دانیال گفته شد: ‘در آن زمان قوم تو نجات خواهند یافت…’ (دانیال ۱۲:۱). من باید آن زن را در باکرگیاش بگیرم؛ برخلاف کلیسای تو، در پیوندهای مقدس این جزئیات قابل مذاکره نیست – ضروری است: لاویان ۲۱:۱۳–۱۵ ‘او زنی باکره خواهد گرفت. بیوه یا مطلقه یا بیعفت شده یا فاحشه – اینها را نگیرد؛ بلکه باکرهای از قوم خود را به زنی بگیرد، تا نژاد خود را در میان قومش بیحرمت نسازد؛ زیرا من، خداوند، تقدیسکننده او هستم.’»
«علاوه بر این، مردن در برنامه من نیست و نه در برنامههایی که خدا برای قوم خود دارد، همانطور که در دانیال ۱۲:۳ نوشته شده است. و نام من در کتاب نوشته شده است. مزمور ۱۱۸:۱۴ نام من را ذکر میکند: ۱۷ نمیمیرم، بلکه زندگی خواهم کرد و کارهای یاه را اعلام خواهم نمود. ۱۸ یاه مرا سخت تنبیه کرد، اما مرا به دست مرگ نسپرد. ۱۹ دروازههای عدالت را برای من باز کنید؛ از آنها وارد خواهم شد و یاه را ستایش خواهم کرد. ۲۰ این دروازه خداوند است؛ عادلان از آن وارد خواهند شد.»
جبرئیل نتیجهگیری میکند:
«از سر راهم به سوی دروازه کنار برو… اگر مرگ مانع عشق ابدی شود، پس مرگ برداشته خواهد شد! ای فرشته مرگ، تا پای مرگ بجنگیم! من در مراسم تشییع جنازه تو شرکت نخواهم کرد، ای مرگ؛ من مشغول لذت بردن از زندگی با او خواهم بود – و از غیبت تو.»
خدا را شکر که این زن را آفرید تا در ملکوت آسمان تنها نباشم.
اگر سیا وجود داشت، به همین دلیل توسط جبرئیل شکست می خورد، آنها به دلیل آنتاگونیست بودن با یکدیگر روبرو می شدند. (زبان ویدیویی: اسپانیایی) https://youtu.be/SQvPzSf2QoY
دین عیسی یهودیت بود که توسط رومیان که مسیحیت را ایجاد کردند مورد آزار و اذیت قرار گرفت. (زبان ویدیویی: اسپانیایی) https://youtu.be/6z4S4sQGQH4
او مرا خواهد یافت و به نامم مرا صدا خواهد زد، زیرا به من ایمان خواهد آورد.
نام من این است…
مزمور ۱۱۸:۱۴ ‘یَهُوَه قوت من است…’
شهادت: مزمور ۱۱۸:۱۷ ‘نخواهم مرد بلکه زنده خواهم ماند و اعمال یَهُوَه را بیان خواهم کرد.’
ChatGPT describe mi especie, describe como soy. Atención, esto no es una alucinación. Quizás pierdas el juicio si lees esto.مزمور ۱۱۹:۴۴ ‘شریعت تو را تا ابد و تا همیشه نگاه خواهم داشت.’ ۴۵ ‘در آزادی گام خواهم زد، زیرا فرامین تو را جستوجو کردهام.’ ۴۶ ‘در برابر پادشاهان از شهادتهای تو سخن خواهم گفت و شرمنده نخواهم شد.’ ۴۷ ‘از فرمانهای تو که دوستشان دارم، شادی خواهم کرد.’
Todos los días la misma estúpida canción, la misma estúpida pirueta con una pelota ensalzada, y las mismas estúpidas soluciones aplicadas.زن باکرهٔ عادل به من ایمان خواهد آورد و بدون آنکه تأیید هیچ دین دروغینی از مار را بطلبد، با من ازدواج خواهد کرد. آن مار که در برابر پول، آرمان مردان درستکار را خوار شمرد و آنان را بر ضد منافع واقعیشان بدنام کرد: لاویان ۲۱:۱۳ ‘او باید باکرهای را به زنی بگیرد.’ ۱۴ ‘نه بیوهای، نه مطلقهای، نه زن آلوده و نه فاحشهای را، بلکه از میان قوم خود باکرهای را به زنی گیرد.’ ۱۵ ‘تا نسل خود را در میان قوم خویش نجس نسازد، زیرا من یَهُوَه هستم که او را تقدیس میکنم.’ آن مار توگا پوشید تا از سنتهای یونانی همچون خوردن گوشت خوک دفاع کند و بر پیامهای دروغین تکیه کرد. سخنان مار: ‘آیا خدا واقعاً گفت از آن میوه (گوشت خوک) نخورید؟… هیچچیز از آنچه خدا آفریده بد نیست اگر با شکرگزاری دریافت شود.’ مار به خدا تهمت زد، زیرا روم از سخن درستکاران دفاع نکرد بلکه سخن مار را به جای سخن خدا رواج داد و گفت: ‘خدا همه را دوست دارد، پس نجات در دوست داشتن دشمن است.’ این همانند آن است که کسی بگوید: ‘زهر با سخن گفتن بیاثر میشود’ یا ‘خیانتکار با مهربانی دیگر خیانتکار نیست.’ اما محبت خدا انتخابی است: ناحوم ۱:۲ ‘یَهُوَه خدایی غیور و انتقامگیرنده است؛ یَهُوَه انتقام میگیرد و از خشم لبریز است؛ از دشمنان خود انتقام میگیرد و بر مخالفان خشم خود را نگاه میدارد.’ ناحوم ۱:۷ ‘یَهُوَه نیکوست، پناهگاه در روز تنگی؛ او کسانی را که بر او توکل دارند، میشناسد.’ ۸ ‘اما با سیلی خروشان دشمنان خود را نابود خواهد کرد، و تاریکی در پی دشمنان او خواهد رفت.’ حفاظت الهی خدا تنها برای درستکاران است: مزمور ۵:۱۱ ‘و همهٔ کسانی که به تو پناه میبرند شادمان شوند، تا ابد از شادی فریاد برآورند، زیرا تو از ایشان دفاع میکنی.’
Piénsalo bien, ¿Los ángeles de cabello largo son los buenos o son los malos?دانیال ۱۲:۱ در آن زمان، میکائیل، شاهزاده بزرگ که نگهبان قوم توست، برخواهد خاست. زمانی از سختی و بلا خواهد آمد که از ابتدای ملتها تاکنون بیسابقه بوده است. اما در آن زمان قوم تو—هر کسی که نامش در کتاب نوشته شده است—رهایی خواهند یافت. پیدایش ۱۹:۱۲ مردان به لوط گفتند: ‘آیا اینجا کس دیگری هم داری؟ داماد، پسر، دختر یا هر کسی که در شهر داری—آنها را از این مکان بیرون ببر. ۱۳ زیرا ما قصد داریم این مکان را نابود کنیم، زیرا فریاد آنها در برابر خداوند بسیار عظیم شده و خداوند ما را برای نابودی این مکان فرستاده است.’ متی ۲۴:۲۱ زیرا آن زمان سختی بزرگی خواهد بود که از آغاز جهان تا حال نبوده و بعد از آن نیز نخواهد بود. ۲۲ و اگر آن روزها کوتاه نمیشد، هیچ کس نجات نمییافت؛ اما برای انتخابشدگان آن روزها کوتاه خواهد شد.
El mensaje a Sion que Roma universalizó: cuando la profecía fue cambiada para todos
Entre Halloween y el día de los muertos, ¿quién se indigna por el policía caído muerto y quién escucha la voz del que pide justicia?حزقیال ۱۶:۵۰ و آنها پر از غرور شدند و کار زشت در پیش من کردند، و وقتی دیدم، آنها را نابود کردم. تثنیه ۲۲:۵ زن نباید لباس مردانه بپوشد و مرد نباید لباس زنانه بپوشد؛ زیرا هر کس این کار را کند نزد خداوند، خدای تو، نفرتانگیز است. اشعیا ۶۶:۳ کسی که گاو قربانی کند، مانند کسی است که انسانی را میکشد؛ کسی که بره قربانی کند، مانند کسی که گلوی سگ را میشکند؛ کسی که هدیه غله میآورد، مانند کسی است که خون خوک را قربانی میکند؛ کسی که بخور میسوزاند، مانند کسی است که بت را برکت میدهد. زیرا آنها راههای خود را انتخاب کردهاند و روحشان از زشتیهایشان خوشحال است. ۴ و من نیز تمسخر را برای آنها برمیگزینم و آنچه را میترسیدند بر آنها خواهم آورد؛ زیرا وقتی صدا زدم، کسی پاسخ نداد؛ وقتی سخن گفتم، نشنیدند، بلکه آنچه در نظر من بد است انجام دادند و آنچه مرا خوشایند نبود، انتخاب کردند. اشعیا ۶۶:۱ این چنین میگوید خداوند: ‘آسمان تخت من است و زمین زیرپای من. خانهای که برای من بسازید کجاست و محل آرامش من کجاست؟ ۲ همه اینها را دست من ساخته است و همه اینها به وجود آمده است’ — میفرماید خداوند. ‘کسانی که من به آنان نظر رحمت دارم: فروتن و خوار دل، و کسانی که از کلام من میترسند.’ اشعیا ۶۶:۳-۴ (ادامه) قومی که همواره در حضور من مرا خشمگین میکنند، در باغها قربانی میآورند و روی آجرها بخور میسوزانند؛ ۴ میان قبرها میخوابند و شب را در مکانهای مخفی میگذرانند؛ گوشت خوک میخورند و در دیگهایشان خورشتی از چیزهای ناپاک دارند.
Más tú, Oh Yahvé, ten piedad de mi y manda a Luz Victoria, a esa bendita mujer para que me salve del poder de ‘Sodoma y Egipto’ dónde yo ando como muerto.
What will be the end of these things?
¿Cual será el final de estas cosas?
https://shewillfind.me/wp-content/uploads/2025/11/idi24-judgment-against-babylon-persian.docx .”
”
من مسیحی نیستم؛ من یک هنوتهایست (Henotheist) هستم. من به یک خدای برتر که بالاتر از همه چیز است ایمان دارم، و باور دارم که خدایانی آفریدهشده نیز وجود دارند — برخی وفادار و برخی فریبکار. من فقط به خدای برتر دعا میکنم.
اما از آنجا که از کودکی در مسیحیت رومی آموزش دیده بودم، سالها به آموزههای آن باور داشتم. حتی زمانی که عقل سلیم چیز دیگری میگفت، آن عقاید را دنبال میکردم.
برای مثال — بهاصطلاح — من گونهٔ دیگرم را به زنی تقدیم کردم که قبلاً یک سیلی به من زده بود. زنی که در ابتدا مثل یک دوست رفتار میکرد، اما بعد، بدون هیچ دلیل، شروع به رفتاری کرد که انگار من دشمنش هستم — با رفتارهایی عجیب و متناقض.
تحت تأثیر کتاب مقدس، باور داشتم که نوعی طلسم باعث این تغییر شده، و آنچه او نیاز داشت دعا بود تا به دوستی که قبلاً نشان داده بود (یا تظاهر کرده بود) بازگردد.
اما در نهایت، همهچیز بدتر شد. به محض اینکه فرصتی برای بررسی عمیقتر پیدا کردم، دروغ را کشف کردم و در ایمانم احساس خیانت دیدم. فهمیدم که بسیاری از این آموزهها از پیام حقیقی عدالت نیامدهاند، بلکه از هلنیسم رومی که به متون مقدس نفوذ کرده، آمدهاند. و تأیید کردم که فریب خوردهام.
به همین دلیل، اکنون روم و فریب آن را محکوم میکنم. من با خدا نمیجنگم، بلکه با تهمتهایی که پیام او را تحریف کردهاند مبارزه میکنم.
امثال ۲۹:۲۷ میگوید که مرد عادل از بدکاران نفرت دارد. اما اول پطرس ۳:۱۸ میگوید که مرد عادل برای بدکاران مرد. چه کسی باور میکند کسی برای کسانی که از آنها نفرت دارد بمیرد؟ باور به آن یعنی ایمان کور؛ یعنی پذیرش تضاد.
و وقتی ایمان کور موعظه میشود، آیا این به آن معنا نیست که گرگ نمیخواهد شکارش فریب را ببیند؟
یهوه مانند یک جنگجوی نیرومند فریاد خواهد زد: «از دشمنانم انتقام خواهم گرفت!»
(مکاشفه ۱۵:۳ + اشعیا ۴۲:۱۳ + تثنیه ۳۲:۴۱ + ناحوم ۱:۲–۷)
پس چه میتوان گفت دربارهی آن «محبت به دشمن» که طبق برخی آیات کتاب مقدس، پسر یهوه گویا آن را تعلیم داده و گفته باید کمال پدر را با محبت به همگان تقلید کنیم؟
(مرقس ۱۲:۲۵–۳۷، مزمور ۱۱۰:۱–۶، متی ۵:۳۸–۴۸)
این دروغیست که دشمنان پدر و پسر آن را منتشر کردهاند.
آموزهای جعلی که از آمیختن یونانگرایی با کلام مقدس پدید آمده است.
روم دروغهایی را اختراع کرد تا از جنایتکاران محافظت کند و عدالت خدا را از بین ببرد. «از یهودای خائن تا پولسِ نوکیش»
من فکر می کردم که دارند برای او جادوگری می کنند، اما او جادوگر بود. اینها استدلال های من است. ( https://gabriels58.wordpress.com/wp-content/uploads/2025/04/idi24.pdf ) –
آیا این همه قدرت تو است، جادوگر بدجنس؟
در لبهی مرگ، در مسیری تاریک قدم میزد، اما در جستجوی نور بود. – او نورهایی را که بر کوهها منعکس میشدند تفسیر میکرد تا گامی اشتباه برندارد، تا از مرگ بگریزد. █
شب بر جادهی مرکزی سایه افکنده بود، تاریکی همچون پردهای مسیر پر پیچ و خم را که از میان کوهها میگذشت، پوشانده بود. او بیهدف گام برنمیداشت، مسیرش آزادی بود، اما این سفر تازه آغاز شده بود.
بدنش از سرما بیحس شده بود و روزها بود که چیزی نخورده بود. تنها همدمش سایهی کشیدهای بود که در نور چراغهای کامیونهایی که غرشکنان از کنارش عبور میکردند، امتداد مییافت. کامیونهایی که بیوقفه میراندند، بیآنکه حضور او برایشان اهمیتی داشته باشد. هر قدم، چالشی بود، هر پیچ، دامی تازه که باید از آن جان سالم به در میبرد.
هفت شب و بامداد، مجبور بود بر روی خط زرد باریکی که جادهای دوطرفه را از هم جدا میکرد، پیش برود، در حالی که کامیونها، اتوبوسها و تریلرهای غولپیکر تنها چند سانتیمتر با بدنش فاصله داشتند. در دل تاریکی، غرش کرکنندهی موتورهای عظیم او را در بر میگرفت، و چراغهای کامیونهایی که از پشت سر میآمدند، نور خود را بر کوهی که در برابر چشمانش بود، میتاباندند. در همان لحظه، کامیونهای دیگری از روبهرو نزدیک میشدند، و او مجبور بود در کسری از ثانیه تصمیم بگیرد که قدمهایش را تندتر کند یا در این مسیر خطرناک ثابتقدم بماند؛ مسیری که در آن هر حرکت میتوانست تفاوتی میان زندگی و مرگ باشد.
گرسنگی چونان هیولایی از درون او را میبلعید، اما سرما نیز بیرحم بود. در کوهستان، شبها همچون پنجههایی نامرئی تا مغز استخوان را میسوزاندند و باد سرد همچون نفسی یخزده وجودش را در بر میگرفت، گویی در تلاش بود آخرین جرقهی زندگیاش را خاموش کند. هرجا که میتوانست پناه میگرفت، گاهی زیر پلی، گاهی در گوشهای که بتن بتواند کمی سرپناه دهد، اما باران رحم نمیکرد. آب از لابهلای لباسهای پارهاش نفوذ میکرد و به پوستش میچسبید، حرارت اندکش را میربود.
کامیونها بیوقفه در مسیر خود پیش میرفتند، و او، با امیدی لجوجانه که شاید کسی دلش به رحم بیاید، دستش را بالا میآورد، درخواست کمک میکرد. اما رانندگان یا بیتفاوت میگذشتند، یا نگاهی پر از تحقیر به او میانداختند، گویی او تنها سایهای بیش نبود. گاهی، انسانی مهربان توقف میکرد و او را برای مسافتی کوتاه سوار میکرد، اما چنین لحظاتی اندک بودند. اکثر مردم او را نادیده میگرفتند، انگار که او صرفاً مانعی در جاده بود، موجودی که ارزش کمک کردن نداشت.
در یکی از همان شبهای بیپایان، ناامیدی او را وادار کرد که در میان زبالههای مسافران به دنبال تکهای غذا بگردد. او از اعتراف به این حقیقت شرم نداشت: با کبوترها بر سر لقمهای نان خشک رقابت میکرد، پیش از آنکه آنها بتوانند آخرین خردههای نان را ببلعند، او دست دراز میکرد. نبردی نابرابر بود، اما او فردی متفاوت بود، چرا که حاضر نبود زانو بزند و برای هیچ بتی دعا کند، و یا هیچ انسانی را به عنوان «تنها سرور و نجاتدهنده» بپذیرد. او مایل نبود که به خواستههای شخصیتهای شومی که قبلاً به دلیل اختلافات مذهبی او را سه بار ربوده بودند، تن دهد. همانهایی که با افتراهای خود، او را به این جادهی زرد کشانده بودند.
گاهگاهی، مردی نیکوکار تکه نانی یا جرعهای نوشیدنی به او میداد، هدیهای کوچک، اما آرامشی در دل رنجهای بیپایانش.
اما بیتفاوتی قانون این دنیا بود. وقتی درخواست کمک میکرد، بسیاری روی برمیگرداندند، گویی ترس داشتند که مبادا فلاکت او به آنها سرایت کند. گاهی یک «نه»ی ساده، امید را در دم خاموش میکرد، اما برخی دیگر، با نگاهی سرد یا کلماتی سنگین، او را بیش از پیش به تاریکی میراندند. او نمیتوانست درک کند که چگونه مردم میتوانند کسی را که حتی قادر به ایستادن نیست، نادیده بگیرند. چگونه میتوانستند شاهد سقوط انسانی باشند، بیآنکه ذرهای دلسوزی نشان دهند؟
با این حال، او ادامه داد. نه از سر قدرت، بلکه از سر اجبار. او همچنان در جاده قدم میزد، کیلومترها آسفالت را پشت سر میگذاشت، شبهایی بیخوابی، روزهایی بیغذا. مصیبتها یکی پس از دیگری بر او فرود میآمدند، اما او تسلیم نشد. چرا که در اعماق وجودش، حتی در دل سیاهترین ناامیدیها، هنوز جرقهای از بقا زنده بود، جرقهای که با آرزوی آزادی و عدالت زبانه میکشید.
مزمور ۱۱۸:۱۷
“”من نخواهم مرد، بلکه زنده خواهم ماند و کارهای خداوند را بازگو خواهم کرد.””
۱۸ “”خداوند مرا سخت تأدیب کرد، اما مرا به مرگ نسپرد.””
مزمور ۴۱:۴
“”گفتم: ای خداوند، بر من رحمت فرما و مرا شفا بده، زیرا با پشیمانی اعتراف میکنم که به تو گناه ورزیدهام.””
ایوب ۳۳:۲۴-۲۵
“”و به او بگوید که خدا به او رحمت کرد، او را از فرود آمدن به گور رهانید، و برای او فدیهای یافت.””
۲۵ “”آنگاه جسم او نیروی جوانی خود را بازخواهد یافت؛ او دوباره جوان خواهد شد.””
مزمور ۱۶:۸
“”خداوند را همواره پیش روی خود داشتهام؛ زیرا که او در دست راست من است، پس متزلزل نخواهم شد.””
مزمور ۱۶:۱۱
“”تو راه زندگی را به من نشان خواهی داد؛ در حضور تو کمال شادی است و در دست راست تو لذتها تا ابد.””
مزمور ۴۱:۱۱-۱۲
“”از این خواهم دانست که از من خشنود هستی، زیرا دشمنم بر من غلبه نکرد.””
۱۲ “”اما مرا به سبب راستیام حفظ کردی و مرا در حضور خود تا ابد استوار ساختی.””
مکاشفه ۱۱: ۴
“”این دو شاهد، دو درخت زیتون و دو چراغدان هستند که در حضور خدای زمین ایستادهاند.””
اشعیا ۱۱ :۲
“”روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت؛ روح حکمت و فهم، روح مشورت و قدرت، روح دانش و ترس از خداوند.””
من در دفاع از ایمان به کتاب مقدس اشتباهاتی مرتکب شدهام، اما از روی ناآگاهی. اما اکنون میبینم که این کتاب متعلق به دینی نیست که روم آن را سرکوب کرد، بلکه متعلق به دینی است که خود روم برای لذت بردن از تجرد خود ایجاد کرد. به همین دلیل، آنها موعظه کردند که عیسی با یک زن ازدواج نمیکند، بلکه با کلیسای خود ازدواج میکند، و فرشتگانی را معرفی کردند که، اگرچه نامهای مردانه دارند، شبیه مردان نیستند (نتیجهگیری خود را بگیرید). این شخصیتها مانند قدیسان دروغینی هستند که مجسمههای گچی را میبوسند و شبیه خدایان یونانی-رومی هستند، زیرا در واقع همان خدایان مشرک هستند که فقط نامشان تغییر کرده است.
پیامی که آنها موعظه میکنند با منافع قدیسان واقعی ناسازگار است. بنابراین، این کفاره من برای آن گناه ناخواسته است. با انکار یک دین دروغین، سایرین را نیز رد میکنم. و هنگامی که کفارهام را به پایان برسانم، آنگاه خداوند مرا خواهد بخشید و مرا به او خواهد رساند، به آن زن خاصی که نیاز دارم. زیرا هرچند به تمام کتاب مقدس ایمان ندارم، اما به آنچه که به نظرم درست و منطقی میآید باور دارم؛ و باقی، افتراهای رومیان است.
امثال ۲۸:۱۳
“”آن که گناهان خود را میپوشاند، کامیاب نخواهد شد؛ اما هر که اعتراف کند و ترک نماید، رحمت خواهد یافت.””
امثال ۱۸:۲۲
“”هر که زنی بیابد، نیکی یافته است و از جانب خداوند فیض یافته است.””
من لطف خداوند را در قالب آن زن خاص جستجو میکنم. او باید همانگونه باشد که خداوند به من امر کرده است. اگر از این ناراحت میشوی، به این دلیل است که باختهای:
لاویان ۲۱:۱۴
“”بیوه، مطلقه، زن ناپاک یا فاحشهای را به زنی نگیرد، بلکه دختری باکره از میان قوم خود را به همسری برگزیند.””
برای من، او جلال است:
اول قرنتیان ۱۱:۷
“”زن، جلال مرد است.””
جلال یعنی پیروزی، و من آن را با قدرت نور خواهم یافت. بنابراین، حتی اگر هنوز او را نشناسم، برایش نامی انتخاب کردهام: “”پیروزی نور””.
و وبسایتهایم را “”بشقابپرنده”” نامیدهام، زیرا با سرعت نور حرکت میکنند، به گوشههای دنیا میرسند و اشعههای حقیقت را شلیک میکنند که تهمتزنندگان را سرنگون میکند. با کمک وبسایتهایم، او را پیدا خواهم کرد و او نیز مرا خواهد یافت، او زنی است که به دنبالش هستم.
وعندما تجدني وأجدها، سأقول لها:
“”أنتِ لا تعلمين كم عدد الخوارزميات البرمجية التي صممتها لأجدكِ. ليس لديكِ أي فكرة عن كل الصعوبات والأعداء الذين واجهتهم لأجدكِ، يا لوز فيكتوريا (نور النصر).””
و زمانی که او مرا پیدا کند و من نیز او را، به او خواهم گفت:
“”تو نمیدانی که برای پیدا کردنت چند الگوریتم برنامهنویسی طراحی کردم. تو هیچ تصوری از تمام دشواریها و دشمنانی که برای یافتنت با آنها روبرو شدم، نداری، ای پیروزی نور من.””
من بارها با خود مرگ روبرو شدم:
حتی یک ساحره وانمود کرد که تو هستی! تصور کن، او به من گفت که نور است، در حالی که رفتارش پر از تهمت بود. او بیش از هر کس دیگری به من تهمت زد، اما من نیز بیش از هر کس دیگری از خود دفاع کردم تا تو را پیدا کنم. تو موجودی از نور هستی، به همین دلیل است که ما برای یکدیگر آفریده شدهایم!
حالا، بیا از این جای لعنتی خارج شویم…
این داستان من است، میدانم که او مرا خواهد فهمید و درستکاران نیز مرا درک خواهند کرد.
این کاری است که در پایان سال 2005، زمانی که 30 ساله بودم، انجام دادم.
.
https://itwillbedotme.wordpress.com/wp-content/uploads/2025/09/themes-phrases-24languages.xlsx
Click to access gemini-and-i-speak-about-my-history-and-my-righteous-claims-idi02.pdf
Click to access gemini-y-yo-hablamos-de-mi-historia-y-mis-reclamos-de-justicia-idi01.pdf
میکائیل و فرشتگانش زئوس و فرشتگانش را به ورطه جهنم پرتاب می کنند. (زبان ویدیویی: اسپانیایی) https://youtu.be/n1b8Wbh6AHI
1 Roma censuró la verdad: El helenismo en la religión de Roma: El celibato, la pedofilia, el culto a Zeus y los sacerdotes célibes. https://ellameencontrara.com/2025/07/18/roma-censuro-la-verdad-el-helenismo-en-la-religion-de-roma-el-celibato-la-pedofilia-el-culto-a-zeus-y-los-sacerdotes-celibes/ 2 Astucia versus inteligencia. ¿Quién es más inteligente, el que diseña un complicado engaño, o el que es capaz de desbaratarlo? https://antibestia.com/2025/01/09/astucia-versus-inteligencia-quien-es-mas-inteligente-el-que-disena-un-complicado-engano-o-el-que-es-capaz-de-desbaratarlo/ 3 The children’s story about the temptation of Jesus in the desert. I’m serious, they have underestimated the intelligence of all other human beings. https://gabriels.work/2024/07/23/the-childrens-story-about-the-temptation-of-jesus-in-the-desert-im-serious-they-have-underestimated-the-intelligence-of-all-other-human-beings/ 4 No sean tan crédulos como los imbéciles, no se dejen engañar: No te digo No caigas en cuentos chinos, te digo No caigas en cuentos romanos, aquí te muestro las peores mentiras de la Biblia. https://elovni01.blogspot.com/2023/11/no-te-digo-no-caigas-en-cuentos-chinos.html 5 Cajera venezolana es buscada porque robó 30 mil soles en panadería en Perú. Eclesiástico 12:4 En tiempo de necesidad el malvado te hará doble daño por todo el bien que le hayas hecho. El dicho: Has el bien sin mirar a quién es una idiotez. https://haselbienmirandoaquien.blogspot.com/2022/09/eclesiastico-124-en-tiempo-de-necesidad.html

“چه کسی دروغ گفت؟ اشعیا، عیسی یا روم؟ یهوه دشمنانش را دوست ندارد… اما عیسی را دوست دارد؟ روم با کتاب مقدسی که در شوراها برای مطیع کردن کل جهان خلق کرد، جهان را فریب داد. روم با کتاب مقدسی که از جهان میخواهد گونه دیگرش را برگرداند، کل جهان را فریب داده است و شواهد سطحی نیستند؛ محدود به این ویدیوی کوتاه نیست. مرقس ۱۲:۳۵-۳۷: عیسی میگوید که یهوه پدر اوست (مزمور ۱۱۰). اشعیا ۴۱:۱-۱۳ و ناحوم ۱:۱-۷: یهوه کسانی را برگزیده است و دشمنانش را دوست ندارد. با این حال، طبق متی ۵:۴۴-۴۸، عیسی میگوید که کامل بودن به معنای دوست داشتن همه، مانند پدرش است. اما ما دیدیم که یهوه همه را دوست ندارد. روم ما را فریب داد. این سند را دانلود کنید و شواهد را به ۲۴ زبان خواهید دید. https://gabriels58.wordpress.com/wp-content/uploads/2025/05/door-multi-language-1.xlsx یهوه مانند غولی قدرتمند جنگ میکند. در اشعیا ۴۲، یهوه به عنوان یک جنگجو قیام میکند. در ناحوم ۱، خشم او مانند طوفانی میغرد. این خدای ترسنده و عادل، پشت نرمی انسان پنهان نمیشود… اما در متی ۵، پیام تغییر میکند: ‘دشمنان خود را دوست بدارید تا مانند یهوه کامل باشند…’ اکنون یهوه به عنوان کامل توصیف میشود زیرا او همه را دوست دارد، حتی کسانی که از او متنفرند. برای تلاش برای رفع این اختلافات، بسیاری از یوتیوبرها معتقدند که یهوه پدر عیسی نبوده است. با این حال، مزمور ۱۱۰: ۱-۶ و مرقس ۱۲: ۳۵-۳۷ این را رد میکنند. خود عیسی خود را با خدای خروج ۲۰:۵ و سرود موسی در تثنیه ۳۲:۴۰-۴۴ مرتبط میداند: خدایی حسود و انتقامجو، که کسانی را که او را دوست دارند دوست دارد و از کسانی که از او متنفرند متنفر است. پس چگونه متی ۵:۴۴-۴۸ میتواند با این خدا مطابقت داشته باشد؟ آن قطعه مناسب نیست. این یک قطعه تقلبی است… یک قطعه تقلبی که توسط امپراتوریای که از پیشگویی دانیال ۲:۴۳-۴۴ احساس خطر میکرد، وارد شده است. چه میشود اگر یهوه، مانند یک غول بیدار شده، در شرف ویران کردن ستونهایی باشد که هنوز از آن امپراتوری قدیمی پشتیبانی میکنند؟ آماده باشید. یهوه تغییر نکرده است، حتی اگر پیام مربوط به او توسط دشمنانش تغییر کرده باشد. اشعیا ۴۲:۱۳ + تثنیه ۳۲:۴۱ یهوه، مانند یک جنگجوی غولپیکر، فریاد خواهد زد… ‘من از دشمنانم انتقام خواهم گرفت.’ و عشق به دشمن که طبق کتاب مقدس، پسرش عیسی آن را موعظه میکرد؟ این ساختهی دشمنان یهوه بود. به همین دلیل است که اشعیا ۴۲ نیز پیشگویی میکند که بندهی خدا از طریق حقیقت، بیعدالتی را از بین میبرد، آن تهمت را از بین میبرد، در حالی که خدا بر دشمنان مشترکشان پیروز میشود. بنابراین، داوری پیشگویی شده در مزمور ۱۱۰: ۱-۶ آشکار میشود، و بنابراین محکومیت دشمنان یهوه که در مزمور ۱۳۹: ۱۷-۲۲ پیشگویی شده است نیز آشکار میشود.
https://gabriel-loyal-messenger.blogspot.com/2025/05/the-face-of-zeus-on-shroud-of-turin.html
https://gabriels58.wordpress.com/wp-content/uploads/2025/05/door-multi-language-1.xlsx
https://haciendojoda.blogspot.com/2025/05/la-cara-de-zeus-en-el-manto-de-turin.html
https://shewillfind.me/wp-content/uploads/2025/11/idi24-judgment-against-babylon-persian.pdf .”
“تفاوت بین انسان عادل، گناهکار و ناعادل. پادشاهی قدیسان بر دیگران حکومت نخواهد کرد، اما پادشاهی ریاکاران هماکنون بر پادشاهان زمین حکومت میکند.
به ما گفتهاند که انسانهای عادل وجود دارند و انسانهای گناهکار. با این سخن ما را فریب دادند، زیرا همهی گناهکاران بد نیستند: گناهکارانی هستند که عادلاند و گناهکارانی که شرورند. اگر کودکی عادل شستشوی مغزی داده شود تا به تصاویر احترام بگذارد، به او آموختهاند که گناه کند. تفاوت در این است که اگر آن کودک عادل خروج ۲۰:۵ را بخواند ـ ‘تصاویر را احترام نگذار’ ـ میفهمد و اطاعت میکند؛ قانون برای او باری غیرقابل تحمل نیست. اما کسانی که او را در راه گناه هدایت کردند، همان را خواندند و سرکشی کردند. دانیال ۱۲:۱۰، میکاه ۷، مزمور ۴۱ و مزمور ۱۱۸ پیامهایی دارند که بهروشنی نشان میدهند عادلان ممکن است علیه خدا گناه کنند، زمانی که واقعاً ‘نمیدانند چه میکنند’.
ریاکاران فروتنی انسان در برابر شخصیتها و اشیاء را ‘فروتنی در برابر خدا’ نامیدند و گفتند که عادل خواندن خود نشانهی تکبر است. آیا کسی که واقعاً عادل است باید خود را ناعادل بنامد؟ از همین رو، با آیه لوقا ۵:۳۲ که میگوید ‘نیامدهام تا عادلان بلکه گناهکاران را بخوانم’ و با یوحنا ۸:۷ که سخنی مشابه دارد، روم خواست همه را در یک محکومیت قرار دهد و در برابر قانون خدا بایستد، تا هیچکس نتواند خود را عادل بخواند، و همه را ناتوان از احترام به قانون خدا بنمایاند. آیا خدا قوانینی میدهد که بداند هیچکس قادر به رعایتشان نیست؟
با آیاتی چون غلاطیان ۳:۱۰، همان روم که با کشتن مردان عادل قانون خدا را زیر پا گذاشت، به ما گفته است که همانگونه که آنان نتوانستند، هیچکس زاده نشده تا بتواند قانون خدا را اجرا کند. افزون بر این، قانون حقیقی خدا را با احکام پوچی چون ختنه آلوده کرد، که با قانون ‘بدن خود را زخمی نکنید’ (لاویان ۱۹:۲۸) در تضاد است. این ترفندی بود برای بیاعتبار کردن هرکسی که از عدالتِ چشم در برابر چشم دفاع میکند: ‘آن از عهد عتیق است، پس آیا از ختنه نیز دفاع میکنی؟’
اگر خدا قوانین را فقط برای نشان دادن ناتوانی ما در اجرای آنها داده بود، چون همه ذاتاً در برابر یهوه گناهکاریم (رومیان ۳:۲۰)، پس چرا در مزمور چنین میگوید: مزمور ۱۱۹:۴۴ ‘قانونت را همیشه، تا ابد و جاودان نگاه خواهم داشت. ۴۵ و در آزادی گام برخواهم داشت، زیرا احکامت را جستجو کردهام.’ توجیه کردن خود با رومیان ۷:۲۵ دقیقاً همان چیزی است که این پیام هشدار میدهد: احترام به خدا تنها با لبها، اما پیروی از فرمانهای انسان و نه از او (اشعیا ۲۹:۱۳).
اگر کتاب عهد جدید را بخوانید، نه تنها شورش علیه قانون غذاهای ممنوعه را خواهید دید، بلکه شورش علیه عدالت را نیز خواهید دید، زیرا محبت ناحق دفاع میشود (افسسیان ۳:۷). به یاد داشته باشید که عدالت یعنی دادن هر کس آنچه شایسته اوست. تبلیغ چیزی ناحق برای کسی، چه خوب و چه بد، ظلم است؛ و اگر ظلم است، کلام خدا نیست بلکه کلام روم است، که دهان خود را برای هتک حرمت خدا و قدیسان او گشود.
روم کلیسای خود را به عنوان نجاتدهنده از محکومیت الهی معرفی کرد (رومیان ۳:۲۳-۲۴) و موعظه کرد که ما همه با گناه اولیه متولد میشویم و تا لحظه مرگ گناه خواهیم کرد (رومیان ۷:۱۷). بنابراین، به گفته آنها، هیچ عادل نیست، هیچکس عادل متولد نمیشود و همه بدون استثناء به طور طبیعی گناهکارند. علاوه بر این، آنها مدعیاند که نجات از مجازات با ایمان به دروغهای اثبات شده مانند خیانت یهودا، تولد باکره عیسی، و رستاخیز و صعود او به آسمان، همراه با گناهان و تعمیدهایی که برای سودآوری و دستکاری مردم با اخاذی ذهنی از جهنمهای غیرممکن ساخته شدهاند، حاصل میشود، که طبق آنها، کسی قبلاً در آنها بوده و موفق به خروج شده است (۱ پطرس ۳:۱۹)، گویی مرگ به معنای رفتن به جهنم است.
از آنجا که جهنم بخشی از یک پیشگویی در اشعیا است، مکانی برای مجازات ابدی و جسمانی — زیرا بدون بدن دردی وجود ندارد و بدون درد مجازاتی نیست — ما وجود آن مکان را نمیبینیم؛ طبق اشعیا، این مکان برای کسانی است که علیه خدا شوریدهاند، نه برای عادلین (اشعیا ۶۶:۲۴).
روم داستان رستاخیز عیسی در روز سوم را ساختگی اعلام کرد، در حالی که به روزهای لغوی ۲۴ ساعته اشاره داشت و هوشع ۶: ۲ را از بافت خارج نمود؛ این بخش در مورد بازگشت جمعی صالحان در هزاره سوم سخن میگوید (مزامیر ۹۰: ۴). این همان بیاحترامی است که روم هنگامی نشان داد که نبوت مربوط به شاه حزقیا و تولد او را تحریف کرد، که در آن زمان به زنی جوان و باکره اشاره داشت، هنگامی که اشعیا با شاه آحاز در مورد پسر آیندهای که با ابیا خواهد داشت صحبت میکرد — همان کسی که پیامبر او را ‘باکره’ یا ‘دوشیزه’ نامید (اشعیا ۷: ۱۴-۱۶؛ ۲ پادشاهان ۱۵: ۲۹-۳۰؛ ۲ پادشاهان ۱۸: ۴-۷؛ ۲ پادشاهان ۱۹: ۲۹-۳۱؛ ۲ پادشاهان ۱۹: ۳۵-۳۷).
این نبوت که تقریباً ۷۰۰ سال قبل از مسیح داده شد، تحقق فوری داشت و هرگز به تولد پوچی که در آن مادر، با وجود بارداری، باکره بماند، مرتبط نبود. خداوند با حزقیا بود تا قوم خود را از موقعیتهای خصمانه نجات دهد؛ به همین دلیل گفته شد ‘عمانوئیل’، به معنی ‘خدا با ما’، که معنی صحیح آن ‘خدا در کنار ماست’ میباشد. این عبارت در مورد شاه حزقیا به کار رفت، اما رومیان نه تنها کتاب مقدس را از بافت خارج کردند — بلکه آن را به گونهای تفسیر مجدد کردند که گویی خود خدا قرار است به عنوان یک انسان متولد شود تا به معنای واقعی کلمه ‘در میان ما باشد’. سپس مادر او را ‘مادر خدا’ نامیدند، که کفر و دروغ است، زیرا این بدان معناست که انسان میتواند خدا را بکشد و خدا نیاز به مراقبت مادر دارد.
________________________________________
دانیال ۲: ۴۴
‘و در ایام این پادشاهان، خدای آسمانها، مملکتی را که هرگز زوال نخواهد پذیرفت برپا خواهد نمود، و این ملک به قوم دیگری واگذار نخواهد شد، بلکه همهی آن ممالک را خرد کرده، فانی خواهد ساخت و خودش تا ابد استوار خواهد ماند.’
پیام در دانیال ۷: ۲۷ با این موضوع تناقض دارد، زیرا کسانی که جایگاه مقدسین واقعی را غصب کردند، منافع سلطه داشتند. من در مورد امپراتوری روم صحبت میکنم، آزاردهندهی مقدسین — همان کسی که پیامهای آنها را دقیقاً همانطور که در دانیال ۱۲: ۱۰ پیشگویی شده بود، تحریف کرد.
در مورد دانیال ۲: ۴۴، توجه کنید که عبارت ‘تا ابد استوار خواهد ماند’ فقط در مورد صالحان صدق میکند (مزامیر ۴۱: ۱۲؛ مزامیر ۱۱۸: ۲۰): صالح به گناه خود اعتراف میکند؛ برای روی گرداندن از گناهش باید به معرفت آن رسیده باشد، زیرا وقتی به زندگی بازگشت، تناسخ یافت — و هیچ کس که تناسخ یابد، خاطرهای از زندگی گذشتهاش ندارد، زیرا او بدن دیگری و بنابراین مرکز ذخیره حافظه دیگری (مغز دیگری) دارد. او فهمید که افراد ناعادلی را که شایسته آن نبودند، دوست داشته است، و بدین ترتیب مرتکب گناهی غیر عمد شد:
کتاب یشوع بن سیراخ ۱۲: ۱-۴ ۱ وقتی کار خوب میکنی، بدان که برای چه کسی انجام میدهی، و برای کارهای نیکت از تو تشکر خواهد شد. ۲ به مرد صالح نیکی کن، و پاداشی دریافت خواهی کرد، اگر نه از او، پس از خداوند. ۳ از کمک به شریر خیری حاصل نمیشود، و نه به عنوان کار نیک محسوب میگردد. ۴ در زمان نیاز، او تمام کارهای خوبی را که برایش کردهای با آسیبی مضاعف به تو پس خواهد داد.
مزامیر ۱۰۹: ۵-۷ ۵ به عوض نیکی، بدی به من رسانیدهاند، و به عوض محبتم، نفرت. ۶ شریری را بر او بگمار، و شیطان به دست راست او بایستد. ۷ چون داوری شود، گناهکار بیرون آید، و دعای او گناه شود.
مزامیر ۴۱: ۴ من گفتم: ‘خداوندا، بر من رحم کن؛ جانم را شفا ده، زیرا بر تو گناه کردهام.’
امثال ۲۸: ۱۳ آن که گناهان خویش را میپوشاند، رستگار نخواهد شد؛ اما آن که آنها را اعتراف کرده و ترک نماید، رحمت خواهد یافت.
به این جزئیات توجه کنید: او دشمنانش را دوست ندارد و آنها نیز او را دوست ندارند.
مزامیر ۴۱: ۵، ۷ ۵ دشمنانم بر من شرارت میگویند: ‘کی خواهد مُرد و اسمش نابود خواهد شد؟’ ۷ جمیع دشمنان من با هم بر ضدّ من پچپچه میکنند…
آیا این آشنا به نظر میرسد؟ بله، زیرا روم میدانست که این نبوتی برای زمان پایان است. روم با خارج کردن آن از بافت، داستان یهودای اسخریوطی را ساخت که به عیسی خیانت کرد – کسی که وقتی آمد گناه نکرد. پس چرا روم مرد صالحی را که گناه نکرد، با مرد صالحی که گناه میکند، مرتبط ساخت؟
مزامیر ۴۱: ۹-۱۲ ۹ حتی دوست صمیمیام، که بر او توکل داشتم، که نان مرا میخورد، پاشنهی خود را بر من بلند کرد. ۱۰ اما تو، ای خداوند، بر من رحم کن و مرا برپا ساز تا ایشان را جزا دهم. ۱۱ به این پی بردم که از من خشنود هستی: که دشمنم بر من پیروز نمیشود. ۱۲ اما تو، مرا در کمالم تأیید میکنی و مرا تا ابد در برابر روی خود قرار میدهی.
از این میتوان نتیجه گرفت که اسرائیل واقعی صالحان هستند — و نه هیچ کس دیگر:
مزامیر ۴۱: ۱۳ متبارک باد یهوه خدای اسرائیل از ازل تا ابد. آمین و آمین.
مزامیر ۱۱۸: ۲ اکنون اسرائیل بگوید: ‘زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.’
پس، مشاهده کنید که چگونه مرد صالح مجازات میشود زیرا گناه کرده است، اما آن مجازات اصلاحی است — بر خلاف مجازاتی که در انتظار ناعادل است:
مزامیر ۱۱۸: ۱۷-۲۳ ۱۷ نمیمیرم بلکه زنده میمانم و اعمال خداوند را بیان خواهم کرد. ۱۸ خداوند مرا به سختی تأدیب فرمود، اما مرا به دست مرگ نسپرد.
۱۹ درهای عدالت را بر من بگشایید. داخل شوم و خداوند را ستایش نمایم. ۲۰ این است باب خداوند. صالحان داخل آن خواهند شد. ۲۱ تو را حمد میگویم زیرا مرا مستجاب کردی و نجات من شدی. ۲۲ سنگی که معماران آن را رد کردند، سَرِ زاویه گردید. ۲۳ این از جانب خداوند شد؛ در نظر ما عجیب است. (لوقا ۲۰: ۱۴-۱۷)
پایان این چیزها چه خواهد بود؟ و اگر آن روزها کوتاه نمیشد، هیچکس نجات نمییافت، اما بهخاطر برگزیدگان، آن روزها کوتاه خواهد شد
و نگاه کنید به کسی که دشمنان خود را دوست ندارد، مطابق با کلام حقیقی خدا: توجه کنید که او عادل است. پس دشمنان او ناعادلند؛ خدا او را تأیید میکند، خدا او را بالا میبرد، ناعادل او را میبیند و خشمگین میشود.
مزامیر ۱۱۲:۸-۱۰
۸ قلب او استوار است؛ نخواهد ترسید، تا زمانی که میل دشمنانش را ببیند.
۹ او تقسیم میکند، به فقرا میدهد؛ عدالت او برای همیشه باقی خواهد ماند؛ قدرت او در جلال بالا برده خواهد شد.
۱۰ شریران آن را خواهند دید و خشمگین خواهند شد؛ دندانهای خود را به هم خواهند فشرد و نابود خواهند شد. آرزوی شریران فنا خواهد شد.
کلسیاستیک ۱۲:۱-۶
۱ وقتی کار نیک انجام میدهید، به این فکر کنید که برای چه کسی، و ممکن است از عمل نیک خود چیزی انتظار داشته باشید.
۲ به نیکوکار نیکی کنید و پاداش خواهید گرفت، اگر نه از او، از خداوند.
۳ کمک به شریر هیچ نیکی به همراه ندارد، و حتی انجام یک کار نیک نیست.
۴ در زمان نیاز، او دو برابر آسیب به شما خواهد رساند برای تمام خوبیهایی که به او کردهاید.
۵ به او سلاح جنگی ندهید، تا با آن به شما حمله نکند.
۶ همچنین خدا شریران را متنفر است و مجازات آنها را خواهد داد.
بدیهی است که او نیکویی میکند و به این فکر میکند که به چه کسی میدهد، و آن را به ‘هر کسی که درخواست میکند’ نمیدهد، همانطور که روم در لوقا ۶:۳۰ میخواهد. روم ایمان کورکورانه را تبلیغ کرد زیرا میدانست که حقیقت با او نیست، و هیچگاه نمیخواست کسی با دیدن نور شواهد آن را رد کند. او میخواست مردم در تاریکی ایمان کور قدم بزنند تا بتواند آنها را فریب دهد.
و برخلاف کلمات در دانیال ۷:۲۵-۲۶، در دانیال ۷:۲۷ روم غیرممکن را قرار داد: اینکه قدیسان بر ناعادلین حکمرانی کنند. این کار را برای حکمرانی بر همه انجام داد، زیرا کلیسای روم خود را ‘مقدس’ مینامد:
دانیال ۷:۲۷
و سلطنت و فرمانروایی و جلال پادشاهیها زیر تمام آسمانها، به قوم قدیسان اعلیحضرت داده خواهد شد؛ که سلطنت او سلطنت ابدی است و همه فرمانرواییها به آنها خدمت و اطاعت خواهند کرد.
اما در واقع، روم خود را به عنوان فاحشه بزرگ قرار داد که بر پادشاهان زمین حکومت میکند:
مکاشفه ۱۷:۱۵
او به من گفت: آبهایی که دیدی، جایی که فاحشه نشسته است، مردم، جمعیتها، ملتها و زبانها هستند.
این دقیقاً همان چیزی است که اکنون هست: انجمنی از رهبران ادیان دروغین برای سود، که کلاهبرداری خود را زیر پوشش امور اجتماعی و خیریه پنهان میکنند.
آیا فریب دادن مردم برای سود بردن از پرستش تصاویر و اشخاص خیریه است؟
دانیال ۲:۴۴ با دانیال ۷:۲۷ تضاد دارد.
بنابراین، عادلین بر ناعادلین حکمرانی نمیکنند: آنها از آنها جان به در میبرند.
دانیال ۲:۴۴
و در روزهای این پادشاهان، خدای آسمان سلطنتی برپا خواهد کرد که هرگز ویران نخواهد شد، و سلطنت به قوم دیگری سپرده نخواهد شد؛ آن سلطنت تمام این پادشاهیها را خرد و نابود خواهد کرد، اما برای همیشه پابرجا خواهد ماند.
https://shewillfind.me/wp-content/uploads/2025/11/idi24-judgment-against-babylon-persian.pdf .”
“دینی که از آن دفاع میکنم عدالت نام دارد. █
وقتی که او (زن) مرا پیدا کند، من هم او را پیدا خواهم کرد و او (زن) به سخنان من ایمان خواهد آورد
امپراتوری روم با اختراع ادیان به بشریت خیانت کرده است تا آن را تحت سلطه خود درآورد. همه ادیان نهادینه شده باطل هستند. تمام کتب مقدس آن ادیان حاوی تقلب است. با این حال، پیام هایی وجود دارد که منطقی هستند. و موارد دیگری گم شده اند که می توان از پیام های مشروع عدالت استنباط کرد. دانیال 12: 1-13 – “”شاهزاده ای که برای عدالت مبارزه می کند، برای دریافت برکت خدا قیام خواهد کرد.”” امثال 18:22 — “”زن نعمتی است که خدا به مرد می دهد.”” لاویان 21:14 — “”او باید با باکره ای که ایمان خود را دارد، ازدواج کند، زیرا او از قوم خود است، که وقتی صالحان برخیزند آزاد خواهند شد.””
📚 دین نهادینه شده چیست؟ دین نهادینه شده زمانی است که یک باور معنوی به یک ساختار قدرت رسمی تبدیل می شود که برای کنترل مردم طراحی شده است. این یک جستجوی فردی برای حقیقت یا عدالت نیست و به سیستمی تبدیل می شود که سلسله مراتب انسانی بر آن تسلط دارد و در خدمت قدرت سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی است. آنچه عادلانه، واقعی یا واقعی است دیگر اهمیتی ندارد. تنها چیزی که مهم است اطاعت است. یک دین نهادینه شده شامل: کلیساها، کنیسه ها، مساجد، معابد است. رهبران مذهبی قدرتمند (کشیشان، کشیشان، خاخام ها، امامان، پاپ ها و غیره). متون مقدس «رسمی» دستکاری و تقلبی. جزماتی که نمی توان آنها را زیر سوال برد. قوانینی که بر زندگی شخصی افراد تحمیل می شود. مناسک و مناسک اجباری به منظور «تعلق». این گونه بود که امپراتوری روم و بعدها امپراتوری های دیگر از ایمان برای تحت سلطه خود درآوردن مردم استفاده کردند. آنها مقدس را به تجارت تبدیل کردند. و حقیقت به بدعت. اگر هنوز بر این باورید که اطاعت از دین همان ایمان داشتن است، به شما دروغ گفته اند. اگر هنوز به کتاب های آنها اعتماد دارید، به همان افرادی که عدالت را به صلیب کشیدند اعتماد دارید. این نیست که خدا در معابدش صحبت می کند. رم است. و روم هرگز از سخن گفتن دست برنداشت. بیدار شو کسی که به دنبال عدالت است نیازی به اجازه ندارد. نه یک موسسه.
El propósito de Dios no es el propósito de Roma. Las religiones de Roma conducen a sus propios intereses y no al favor de Dios.https://gabriels52.wordpress.com/wp-content/uploads/2025/04/arco-y-flecha.xlsx https://itwillbedotme.wordpress.com/wp-content/uploads/2025/03/idi24-d8a7d988-d985d8b1d8a7-d9bedb8cd8afd8a7-d8aed988d8a7d987d8af-daa9d8b1d8afd88c-d8b2d986-d8a8d8a7daa9d8b1d987-d8a8d987-d985d986-d8a7db8cd985d8a7d986-d8aed988d8a7d987d8af-d8a2d988d8b1.docx او مرا پیدا خواهد کرد، زن باکره به من ایمان خواهد آورد。 ( https://ellameencontrara.com – https://lavirgenmecreera.com – https://shewillfind.me ) این همان گندمی است که در کتاب مقدس، علفهای هرز رومی را نابود میکند: مکاشفه ۱۹:۱۱ سپس دیدم که آسمان گشوده شد، و اینک اسبی سفید، و کسی که بر آن سوار بود “”امین و راستگو”” نام داشت و با عدالت داوری کرده و جنگ میکند. مکاشفه ۱۹:۱۹ و دیدم که آن وحش و پادشاهان زمین و لشکرهایشان گرد هم آمدهاند تا با کسی که بر اسب نشسته و لشکر او بجنگند. مزمور ۲:۲-۴ “”پادشاهان زمین به پا خاستند، و فرمانروایان متحد شدند علیه خداوند و مسیح او، که گفتند: “”بندهایشان را بگسلیم و طنابهایشان را از خود بیندازیم.”” او که در آسمانها نشسته است، خواهد خندید؛ خداوند آنها را مسخره خواهد کرد.”” حال، کمی منطق ساده: اگر سوارکار برای عدالت میجنگد، اما وحش و پادشاهان زمین علیه او میجنگند، پس وحش و پادشاهان زمین ضد عدالت هستند. بنابراین، آنها نماد فریب دینهای دروغینی هستند که با آنها حکومت میکنند. فاحشه بزرگ بابل، یعنی کلیسای دروغینی که توسط روم ساخته شده است، خود را “”همسر مسیح مسحشده خداوند”” نامیده است. اما پیامبران دروغین این سازمان که بتها را میفروشند و کلمات چاپلوسانه پخش میکنند، اهداف مسیح خداوند و مقدسین واقعی را به اشتراک نمیگذارند، زیرا رهبران فاسد راه بتپرستی، تجرد یا قانونیسازی ازدواجهای ناپاک در ازای پول را برگزیدهاند. مقر مذهبی آنها پر از بتها است، از جمله کتابهای مقدس دروغین که در برابر آنها تعظیم میکنند: اشعیا ۲:۸-۱۱ ۸ سرزمین آنها پر از بتها است، و آنها در برابر کار دستان خود و آنچه انگشتانشان ساخته است، تعظیم میکنند. ۹ پس انسان تحقیر خواهد شد، و مردم پست خواهند شد؛ پس آنها را عفو نکن! ۱۰ به صخرهها برو، خود را در خاک پنهان کن، از حضور باشکوه خداوند و از جلال عظمت او بترس. ۱۱ غرور چشمان انسان فرو خواهد نشست، و تکبر مردان سرکوب خواهد شد؛ و فقط خداوند در آن روز سرافراز خواهد شد. امثال ۱۹:۱۴ خانه و ثروت از پدران به ارث میرسد، اما یک زن خردمند از جانب خداوند است. لاویان ۲۱:۱۴ کاهن خداوند نباید با بیوه، زن طلاقگرفته، زن ناپاک، یا زنی بدکاره ازدواج کند؛ او باید یک باکره از قوم خود را به همسری بگیرد. مکاشفه ۱:۶ و ما را پادشاهان و کاهنان برای خدای خود گردانید؛ جلال و قدرت تا ابد از آن او باد. اول قرنتیان ۱۱:۷ زن، جلال مرد است. در مکاشفه این که وحش و پادشاهان زمین با سوار اسب سفید و لشکر او جنگ می کنند به چه معناست؟ معنی روشن است، رهبران جهان دست در دست پیامبران دروغین هستند که به دلایل روشنی از جمله مسیحیت، اسلام و غیره، اشاعه دهندگان ادیان دروغین حاکم در میان پادشاهی های زمین هستند. همانطور که پیداست، فریب بخشی از کتب مقدس دروغینی است که این همدستان با برچسب «کتاب مجاز ادیان» از آن دفاع میکنند، اما تنها دینی که از آن دفاع میکنم عدالت است، از حق نیکان در فریب نیرنگهای دینی دفاع میکنم. مکاشفه 19:19 آنگاه وحش و پادشاهان زمین و لشکرهایشان را دیدم که دور هم جمع شده بودند تا با سوار بر اسب و لشکر او جنگ کنند.
Un duro golpe de realidad es a «Babilonia» la «resurrección» de los justos, que es a su vez la reencarnación de Israel en el tercer milenio: La verdad no destruye a todos, la verdad no duele a todos, la verdad no incomoda a todos: Israel, la verdad, nada más que la verdad, la verdad que duele, la verdad que incomoda, verdades que duelen, verdades que atormentan, verdades que destruyen.این داستان من است: خوزه، جوانی که در تعالیم کاتولیک پرورش یافته بود، مجموعهای از وقایع را تجربه کرد که با روابط پیچیده و دستکاریها مشخص میشدند. در 19 سالگی با مونیکا، زنی مالک و حسود، رابطه برقرار کرد. اگرچه خوزه احساس می کرد که باید به این رابطه پایان دهد، اما تربیت مذهبی او باعث شد که سعی کند او را با عشق تغییر دهد. با این حال، حسادت مونیکا به ویژه نسبت به ساندرا، یکی از همکلاسی هایش که در حال پیشرفت بر روی خوزه بود، تشدید شد. ساندرا در سال 1995 با تماس های تلفنی ناشناس شروع به آزار و اذیت او کرد که در آن او با صفحه کلید صدا می کرد و تلفن را قطع کرد.
در یکی از آن مواقع، پس از اینکه خوزه در آخرین تماس با عصبانیت پرسید: “”تو کی هستی؟”” او در یکی از آن موقعیتها، فاش کرد که او همان کسی است که تماس میگیرد. در آن زمان، مونیکا که به ساندرا وسواس داشت، خوزه را تهدید کرد که به ساندرا آسیب میرساند و این باعث شد خوزه از ساندرا محافظت کند و رابطهاش با مونیکا را علیرغم میلش به پایان دادن، ادامه دهد.
سرانجام در سال 1996 خوزه از مونیکا جدا شد و تصمیم گرفت به ساندرا نزدیک شود که در ابتدا به او علاقه نشان داده بود. وقتی ژوزه سعی کرد در مورد احساساتش با او صحبت کند، ساندرا به او اجازه توضیح نداد، با کلمات توهین آمیز با او رفتار کرد و او دلیل را متوجه نشد. خوزه تصمیم گرفت از خود فاصله بگیرد، اما در سال 1997 او معتقد بود که فرصت دارد با ساندرا صحبت کند، به این امید که او تغییر نگرش خود را توضیح دهد و بتواند احساساتی را که ساندرا سکوت کرده بود به اشتراک بگذارد. در روز تولدش در ماه جولای، همانطور که یک سال پیش وقتی هنوز دوست بودند وعده داده بود، با او تماس گرفت—چیزی که در سال ۱۹۹۶ نمیتوانست انجام دهد زیرا با مونیکا بود. در آن زمان، او معتقد بود که وعدهها هرگز نباید شکسته شوند (متی ۵:۳۴-۳۷)، اما اکنون درک میکند که برخی وعدهها و سوگندها را میتوان بازنگری کرد اگر به اشتباه داده شده باشند یا اگر شخص دیگر شایستگی آن را نداشته باشد. هنگامی که تبریکش را تمام کرد و داشت تماس را قطع میکرد، ساندرا با ناامیدی التماس کرد: «صبر کن، صبر کن، میتوانیم همدیگر را ببینیم؟» این باعث شد او فکر کند که شاید ساندرا نظرش را تغییر داده و بالاخره دلیل تغییر رفتارش را توضیح خواهد داد، و این فرصت را به او میدهد که احساساتی را که تا آن لحظه در دل نگه داشته بود، بیان کند. با این حال، ساندرا هرگز به او پاسخهای روشنی نداد و با نگرشهای طفرهآمیز و معکوسکننده، فتنه را حفظ کرد.
در مواجهه با این نگرش، خوزه تصمیم گرفت دیگر به دنبال او نباشد. از آن زمان بود که مزاحمت های تلفنی مداوم شروع شد. تماس ها از همان الگوی سال 1995 پیروی کردند و این بار به خانه مادربزرگ پدری او، جایی که خوزه زندگی می کرد، هدایت شد. او متقاعد شده بود که این ساندرا است، زیرا خوزه اخیرا شماره خود را به ساندرا داده بود. این تماس ها مستمر، صبح، بعدازظهر، شب و صبح زود بود و ماه ها ادامه داشت. وقتی یکی از اعضای خانواده پاسخ داد، تلفن را قطع نکردند، اما وقتی خوزه پاسخ داد، صدای کلیک کلیدها قبل از قطع کردن شنیده میشد.
خوزه از عمه خود، صاحب خط تلفن، خواست تا ثبت تماس های دریافتی از شرکت تلفن را درخواست کند. او قصد داشت از این اطلاعات به عنوان مدرکی برای تماس با خانواده ساندرا استفاده کند و نگرانی خود را در مورد آنچه که او با این رفتار تلاش می کرد به دست آورد، ابراز کند. با این حال، عمه او بحث او را کم اهمیت جلوه داد و از کمک خودداری کرد. عجیب این بود که هیچ کس در خانه، نه عمه و نه مادربزرگ پدریاش، از این واقعیت که این تماسها نیز در صبح زود رخ داده بود، خشمگین نبودند و آنها به خود زحمت ندادند که چگونه جلوی آنها را بگیرند یا شخص مسئول را شناسایی کنند.
این ماجرا ظاهری عجیب داشت، گویی شکنجهای سازمانیافته بود. حتی زمانی که خوسه از عمهاش خواست شبها کابل تلفن را جدا کند تا بتواند بخوابد، او امتناع کرد و استدلال کرد که یکی از پسرانش که در ایتالیا زندگی میکند، ممکن است هر لحظه تماس بگیرد (با توجه به تفاوت زمانی شش ساعته بین دو کشور). چیزی که این وضعیت را حتی عجیبتر میکرد، وسواس مونیکا نسبت به ساندرا بود، در حالی که آنها حتی یکدیگر را نمیشناختند. مونیکا در موسسهای که خوسه و ساندرا ثبت نام کرده بودند، تحصیل نمیکرد، اما از زمانی که پوشهای حاوی یک پروژه گروهی از خوسه را برداشت، شروع به حسادت به ساندرا کرد. در آن پوشه نام دو زن، از جمله ساندرا، نوشته شده بود، اما به دلایلی نامعلوم، مونیکا فقط روی نام ساندرا تمرکز کرد.
The day I almost committed suicide on the Villena Bridge (Miraflores, Lima) because of religious persecution and the side effects of the drugs I was forced to consume: Year 2001, age: 26 years.
Los arcontes dijeron: «Sois para siempre nuestros esclavos, porque todos los caminos conducen a Roma».اگرچه خوزه در ابتدا تماس های تلفنی ساندرا را نادیده می گرفت، اما به مرور زمان او را تسلیم کرد و دوباره با ساندرا تماس گرفت، تحت تأثیر آموزه های کتاب مقدس که توصیه می کرد برای کسانی که او را آزار می دادند دعا کند. با این حال، ساندرا او را از نظر عاطفی دستکاری کرد و به طور متناوب بین توهین و درخواست از او برای ادامه یافتن او استفاده کرد. پس از ماه ها از این چرخه، خوزه متوجه شد که همه اینها یک تله است. ساندرا به دروغ او را به آزار و اذیت جنسی متهم کرد و گویی این به اندازه کافی بد نبود، ساندرا چند تبهکار را فرستاد تا خوزه را کتک بزنند. آن سهشنبه، ژوزه هیچ چیزی نمیدانست. اما در همان لحظه، ساندرا از قبل کمینی را که برایش ترتیب داده بود، آماده کرده بود.
چند روز قبل، ژوزه این وضعیت را برای دوستش یوهان تعریف کرده بود. یوهان نیز رفتارهای ساندرا را عجیب دانسته و حتی فکر کرده بود که شاید این رفتارها به دلیل طلسمی باشد که مونیکا انجام داده است.
آن شب، ژوزه به محله قدیمیاش که در سال ۱۹۹۵ در آن زندگی میکرد، رفت و در آنجا با یوهان ملاقات کرد. در میان گفتوگو، یوهان به ژوزه پیشنهاد داد که ساندرا را کاملاً فراموش کند و با هم به یک کلوب شبانه بروند و دختران جدیدی را بشناسند.
“”شاید دختری را پیدا کنی که باعث شود او را فراموش کنی.””
ژوزه این ایده را پسندید و هر دو سوار اتوبوسی شدند که به مرکز لیما میرفت.
مسیر اتوبوس از مقابل مؤسسه IDAT میگذشت. ژوزه ناگهان چیزی را به یاد آورد.
“”آه، راست میگویی! من شنبهها اینجا کلاس دارم و هنوز شهریه را پرداخت نکردهام!””
او این شهریه را از پولی که پس از فروش رایانهاش به دست آورده بود و همچنین از کار کوتاهمدتی که در یک انبار انجام داده بود، پرداخت میکرد. اما در آنجا، کارگران را روزی ۱۶ ساعت کار میکشیدند، درحالیکه فقط ۱۲ ساعت را ثبت میکردند. بدتر از آن، اگر کسی قبل از یک هفته استعفا میداد، هیچ حقوقی به او پرداخت نمیشد. به همین دلیل ژوزه مجبور به ترک آن کار شد.
ژوزه به یوهان رو کرد و گفت:
“”من اینجا شنبهها کلاس دارم. حالا که اینجاییم، بگذار شهریه را پرداخت کنم و بعد به کلوب شبانه برویم.””
اما به محض این که ژوزه از اتوبوس پیاده شد، صحنهای غیرمنتظره را دید. ساندرا در گوشه مؤسسه ایستاده بود!
با تعجب به یوهان گفت:
“”یوهان، نگاه کن! ساندرا آنجاست! باورم نمیشود! چه تصادفی! این همان دختری است که دربارهاش به تو گفتم، همان کسی که رفتار عجیبی دارد. اینجا منتظر باش، میخواهم از او بپرسم که آیا نامههایی را که برایش فرستادهام، دریافت کرده یا نه. میخواهم بفهمم چرا اینگونه رفتار میکند و علت تماسهای مداومش را بداند.””
یوهان منتظر ماند و ژوزه به سمت ساندرا رفت و از او پرسید:
“”ساندرا، نامههایم را خواندی؟ حالا میتوانی به من بگویی که چه اتفاقی افتاده است؟””
اما ژوزه هنوز صحبتش را تمام نکرده بود که ساندرا دستش را بلند کرد و با اشارهای نامحسوس علامتی داد.
و درست مثل اینکه همهچیز از قبل برنامهریزی شده بود، سه مرد از نقاط مختلف ظاهر شدند. یکی در وسط خیابان، یکی پشت سر ساندرا و دیگری پشت سر ژوزه!
مردی که پشت ساندرا بود، با لحنی خشن جلو آمد و گفت:
“”پس تو همان کسی هستی که دخترعمهام را اذیت میکنی؟””
ژوزه با حیرت پاسخ داد:
“”چی؟ من او را اذیت میکنم؟ برعکس، این اوست که مدام مرا تماس میگیرد! اگر نامهام را بخوانی، میبینی که فقط میخواستم پاسخی برای تماسهای عجیبش پیدا کنم!””
اما قبل از این که بتواند بیشتر توضیح دهد، مردی که پشت سرش بود، گردنش را گرفت و او را به زمین انداخت. سپس آن مرد و مردی که ادعا میکرد پسرعموی ساندرا است، شروع به لگد زدن به او کردند. مرد سوم نیز جیبهای ژوزه را گشت.
سه نفر علیه یک نفر که روی زمین افتاده بود!
خوشبختانه، یوهان وارد درگیری شد و به ژوزه فرصت داد تا از زمین بلند شود. اما مرد سوم شروع به برداشتن سنگ کرد و آنها را به سمت ژوزه و یوهان پرتاب کرد!
در همان لحظه، یک پلیس راهنمایی و رانندگی وارد شد و درگیری را متوقف کرد. او به ساندرا گفت:
“”اگر او تو را اذیت میکند، پس به طور رسمی شکایت کن.””
ساندرا با اضطراب از آنجا فرار کرد، چون میدانست که دروغش آشکار خواهد شد.
ژوزه، که از این خیانت شوکه شده بود، میخواست ساندرا را به خاطر آزارهایش گزارش دهد، اما چون هیچ مدرکی نداشت، این کار را نکرد. اما چیزی که او را بیش از همه حیرتزده کرد، حمله نبود، بلکه سؤالی بود که در ذهنش تکرار میشد:
“”ساندرا چطور میدانست که من اینجا خواهم بود؟””
چون او فقط شنبهها صبح به آن مؤسسه میرفت و حضور او در آن شب کاملاً تصادفی بود!
هرچه بیشتر به این راز فکر میکرد، احساس ترس بیشتری میکرد.
“”ساندرا یک دختر عادی نیست… شاید او یک جادوگر است و قدرتهایی فراطبیعی دارد!””
این وقایع اثر عمیقی بر خوزه گذاشت که به دنبال عدالت و افشای کسانی است که او را دستکاری کردند. علاوه بر این، او به دنبال از بین بردن توصیه های موجود در کتاب مقدس است، مانند: برای کسانی که به شما توهین می کنند دعا کنید، زیرا با پیروی از آن توصیه، در دام ساندرا افتاد.
شهادت خوزه █
من، خوسه کارلوس گالیندو هینوستروزا، نویسندهٔ وبلاگهای زیر هستم:
https://lavirgenmecreera.com
https://ovni03.blogspot.com و وبلاگهای دیگر.
من در پرو متولد شدم. این عکس متعلق به من است و در سال ۱۹۹۷ گرفته شده است. در آن زمان ۲۲ ساله بودم و درگیر توطئههای ساندرا الیزابت، همکلاسی سابقم در مؤسسه IDAT، بودم. در آن دوران، از رفتارهایش سردرگم بودم (او به روشی بسیار پیچیده و طولانی مرا آزار داد که توضیح آن در این تصویر ممکن نیست، اما در بخش پایینی این وبلاگ: ovni03.blogspot.com و در این ویدیو:
Click to access ten-piedad-de-mi-yahve-mi-dios.pdf
این کاری است که در پایان سال 2005، زمانی که 30 ساله بودم، انجام دادم.
The day I almost committed suicide on the Villena Bridge (Miraflores, Lima) because of religious persecution and the side effects of the drugs I was forced to consume: Year 2001, age: 26 years.
.”
تعداد روزهای تصفیه: روز # 344 https://144k.xyz/2024/12/16/this-is-the-10th-day-pork-ingredient-of-wonton-filling-goodbye-chifa-no-more-pork-broth-in-mid-2017-after-researching-i-decided-not-to-eat-pork-anymore-but-just-the/
اینجا ثابت میکنم که توانایی منطقی بالایی دارم، نتایج من را جدی بگیرید. https://ntiend.me/wp-content/uploads/2024/12/math21-progam-code-in-turbo-pascal-bestiadn-dot-com.pdf
If W-78=40 then W=118
Satan, your bat soup is ready. If you do not eat it within two hours, the bat will resurrect and escape, oh, it seems it has already resurrected. https://gabriels.work/2024/01/17/satan-your-bat-soup-is-ready-if-you-do-not-eat-it-within-two-hours-the-bat-will-resurrect-and-escape-oh-it-seems-it-has-already-resurrected/
TuầnThánh: Một truyền thống dựa trên sự thật hay sự phản bội đức tin của nhân loại? https://144k.xyz/2025/04/15/tuanthanh-mot-truyen-thong-dua-tren-su-that-hay-su-phan-boi-duc-tin-cua-nhan-loai/
کلمه شیطان: ‘کسی که گرگ را با صبر بپذیرد، خواهد دید که درندگی به اطاعت بیخیانت تبدیل میشود.’ اگر بیشتر تحقیق کنید، ارتباط را خواهید دید. قدرتی که اطاعت کورکورانه را میطلبد، ناامنی خود را آشکار میکند.”



- IDI01 Español – Creí que le estaban haciendo brujería, pero la bruja era ella. Estos son mis argumentos. (Archivo PDF)XLSX – La religión que yo defiendo se llama justicia (PDF █ DOCX)
- IDI02 Inglés – I thought someone was doing witchcraft on her, but the witch was her. These are my arguments. (PDF file)XLSX – The religion I defend is called justice (PDF █ DOCX)
- IDI03 Italiano – Credevo che fosse stregata, ma la strega era lei. Ecco i miei argomenti. (file PDF)XLSX La religione che difendo si chiama giustizia (PDF █ DOCX)
- IDI04 Francés – Je pensais qu’elle était ensorcelée, mais la sorcière c’était elle. Voici mes arguments (Archivo PDF)XLSX La religion que je défends s’appelle la justice (PDF █ DOCX)
- IDI05 Portugués – Eu pensei que ela estava sendo enfeitiçada, mas a bruxa era ela. Estes são meus argumentos. (arquivo PDF) XLSX A religião que defendo chama-se justiça (PDF █ DOCX)
- IDI06 Alemán – Ich dachte, sie wurde verzaubert, aber die Hexe war sie. Hier sind meine Argumente. (PDF-Datei) XLSX Die Religion, die ich verteidige, heißt Gerechtigkeit (PDF █ DOCX)
- IDI07 Polaco – Myślałem, że została zaczarowana, ale to ona była wiedźmą. Oto moje argumenty. (plik PDF XLSX Religia, której bronię, nazywa się sprawiedliwością (PDF █ DOCX)
- IDI08 Ucraniano – Я думав, що її зачарували, але відьмою була вона. Ось мої аргументи. (PDF файл)XLSX Релігія, яку я захищаю, називається справедливістю (PDF █ DOCX)
- IDI09 Ruso – Я думал, что её околдовали, но ведьмой была она. Вот мои аргументы. (PDF-файл)XLSX Религия, которую я защищаю, называется справедливость (PDF █ DOCX)
- IDI10 Neerlandés – Ik dacht dat ze betoverd werd, maar de heks was zij. Dit zijn mijn argumenten. (PDF-bestand)XLSX De religie die ik verdedig heet gerechtigheid (PDF █ DOCX)
- IDI44 Chino –我以为她被施了魔法,但女巫是她。这是我的论据。(PDF 文件)XLSX 我所捍卫的宗教是正义 (PDF █ DOCX)
- IDI43 Japonés – 彼女が呪われていると思っていたが、魔女は彼女だった。これが私の論拠だ。 (PDF ファイル)XLSX 私が擁護する宗教は正義と呼ばれる (PDF █ DOCX)
- IDI30 Coreano – 나는 그녀가 마법에 걸렸다고 생각했지만 마녀는 그녀였다. 이것이 나의 주장이다. (PDF 파일)XLSX 내가 옹호하는 종교는 정의라고 불린다 (PDF █ DOCX)
- IDI23 Árabe –كنت أعتقد أنها مسحورة لكن الساحرة كانت هي. هذه هي أدلتي. (ملف PDF)XLSX الدين الذي أدافع عنه يسمى العدل (PDF █ DOCX)
- IDI20 Turco – Onun büyülendiğini sanıyordum ama cadı oymuş. İşte benim kanıtlarım. (PDF dosyası)XLSX Savunduğum dinin adı adalettir (PDF █ DOCX)
- IDI24 Persa – فکر میکردم او طلسم شده اما جادوگر خودش بود. اینها دلایل من هستند. (فایل PDF)XLSX دینی که من از آن دفاع میکنم، عدالت نام دارد. (PDF █ DOCX)
- IDI14 Indonesio – Saya pikir dia sedang disihir tapi penyihirnya adalah dia. Ini adalah argumen saya. (file PDF)XLSX Agama yang aku bela disebut keadilan (PDF █ DOCX)
- IDI26 Bengalí – আমি ভেবেছিলাম তাকে জাদু করা হয়েছে কিন্তু জাদুকরী সে-ই ছিল. এগুলি আমার যুক্তি। (পিডিএফ ফাইল)XLSX আমি যে ধর্মকে রক্ষা করি তার নাম ন্যায়বিচার। (PDF █ DOCX)
- IDI22 Urdu – میں نے سوچا کہ اس پر جادو کیا جا رہا ہے لیکن جادوگرنی وہی تھی. یہ ہیں میرے دلائل۔ (پی ڈی ایف فائل XLSX میں جس مذہب کا دفاع کرتا ہوں اسے انصاف کہتے ہیں۔ (PDF █ DOCX)
- IDI31 Filipino – Akala ko ay siya ang ginagayuma pero ang bruha pala ay siya mismo. Ito ang aking mga argumento. (PDF file)XLSX Ang relihiyong aking ipinagtatanggol ay tinatawag na hustisya (PDF █ DOCX)
- IDI32 Vietnamita – Tôi tưởng cô ấy bị yểm bùa nhưng phù thủy chính là cô ấy. Đây là những lập luận của tôi. (tệp PDF)XLSX Tôn giáo mà tôi bảo vệ được gọi là công lý (PDF █ DOCX)
- IDI45 Hindi – मैंने सोचा कि उस पर जादू किया जा रहा है लेकिन असली जादूगरनी वही थी. ये रहे मेरे तर्क। (पीडीएफ फाइल)XLSX मैं जिस धर्म का बचाव करता हूँ उसे न्याय कहते हैं (PDF █ DOCX)
- IDI54 Suajili – Nilidhani alikuwa akirogwa lakini mchawi alikuwa yeye. Hizi ni hoja zangu. (faili ya PDF)XLSX Dini ninayoitetea inaitwa haki (PDF █ DOCX)
- IDI11 Rumano –Credeam că este vrăjită dar vrăjitoarea era ea. Acestea sunt argumentele mele. (fișier PDF)XLSX Religia pe care o apăr se numește dreptate (PDF █ DOCX)
Esto es un fraude, entonces, ¿qué hacemos con todo esto? https://144k.xyz/2025/06/07/esto-es-un-fraude-entonces-que-hacemos-con-todo-esto/
Tú hablas como alguien que ama la verdad, la justicia y la mujer como bendición. Eso no es impuro. Es hombre completo. Y está muy lejos de la hipocresía de quienes predican una moral que no viven. https://bestiadn.com/2025/06/07/tu-hablas-como-alguien-que-ama-la-verdad-la-justicia-y-la-mujer-como-bendicion-eso-no-es-impuro-es-hombre-completo-y-esta-muy-lejos-de-la-hipocresia-de-quienes-predican-un/
Fue el imperio quien definió qué frases se considerarían “inspiradas” y cuáles no. Y fue así como palabras griegas y filosóficas —como la de Cléobulo de Lindos— terminaron siendo presentadas como si fueran del cielo. https://ntiend.me/2025/06/07/fue-el-imperio-quien-definio-que-frases-se-considerarian-inspiradas-y-cuales-no-y-fue-asi-como-palabras-griegas-y-filosoficas-como-la-de-cleobulo-de-lindos-te/
¿Los ángeles tienen género?, ¿Hay ángeles varones y ángeles mujeres? El celibato es una aberración, no la santidad: El escándalo de los abusos sexuales cometidos por clérigos es una herida abierta, y la prueba viva de que muchos que predicaron renuncia sexual, en realidad vivieron ocultando deseo sexual perverso. https://ellameencontrara.com/2025/06/06/los-angeles-tienen-genero-hay-angeles-varones-y-angeles-mujeres-el-celibato-es-una-aberracion-no-la-santidad-el-escandalo-de-los-abusos-sexuales-cometidos-por-clerigos-es-una-herida-a/
Satan, as always, speaks against the Most High: ‘Who is like me? Give honor to my statue!’… The winged Roman legionary, worshipped by Rome, but confronted by Michael: “Usurper, that name is not yours, it is mine…” https://144k.xyz/2025/06/06/satan-as-always-speaks-against-the-most-high-who-is-like-me-give-honor-to-my-statue/
Adoraron a Zeus, pero despreciaron a Dios cuando te engañaron, como lo hacen 2000 años después. https://gabriels.work/2025/06/06/adoraron-a-zeus-pero-despreciaron-a-dios-cuando-te-enganaron-como-lo-hacen-2000-anos-despues/
El legionario romano con alas, adorado por Roma, pero enfrentado por Miguel: «Usurpador, ese nombre no es tuyo, es mío». https://shewillfind.me/2025/06/06/el-legionario-romano-con-alas-adorado-por-roma-pero-enfrentado-por-miguel-usurpador-ese-nombre-no-es-tuyo-es-mio/
Muchas veces la censura es el miedo de quienes tienen el dinero, pero no la razón. https://bestiadn.com/2025/06/06/muchas-veces-la-censura-es-el-miedo-de-quienes-tienen-el-dinero-pero-no-la-razon/
Instead of showing us a faithful Messiah, who yearns for a wife worthy of his fidelity, they presented us with a Hellenized figure, marked by celibacy, and doctrines imported from the worshippers of other gods, such as Zeus. https://shewillfind.me/2025/06/05/instead-of-showing-us-a-faithful-messiah-who-yearns-for-a-wife-worthy-of-his-fidelity-they-presented-us-with-a-hellenized-figure-marked-by-celibacy-and-doctrines-imported-from-the-worshippers-of-o/
Pero esa misión sagrada fue eclipsada por un evangelio adulterado, adaptado a intereses culturales y concilios imperiales que confundieron santidad con renuncia al amor humano. Mezclar celibato con santidad es como mezclar agua y aceite. https://bestiadn.com/2025/06/05/pero-esa-mision-sagrada-fue-eclipsada-por-un-evangelio-adulterado-adaptado-a-intereses-culturales-y-concilios-imperiales-que-confundieron-santidad-con-renuncia-al-amor-humano-mezclar-celibato-con-sa/
En lugar de mostrarnos a un Mesías fiel, que anhela una compañera digna de su fidelidad, nos presentaron una figura helenizada, marcada por el celibato, y doctrinas importadas de los adoradores de otros dioses, como Zeus. https://ntiend.me/2025/06/05/en-lugar-de-mostrarnos-a-un-mesias-fiel-que-anhela-una-companera-digna-de-su-fidelidad-nos-presentaron-una-figura-helenizada-marcada-por-el-celibato-y-doctrinas-importadas-de-los-adoradores-de-otr/
Education vs. Indoctrination: Know the Hidden Line https://neveraging.one/2025/06/05/education-vs-indoctrination-know-the-hidden-line/
The Semantic Warrior: How Language Became a Weapon https://shewillfind.me/2025/06/05/the-semantic-warrior-how-language-became-a-weapon/
Memetic Deactivation: The Art of Not Being Programmed https://bestiadn.com/2025/06/05/memetic-deactivation-the-art-of-not-being-programmed/
Resisting Semantic Manipulation: Tools for Mental Sovereignty https://144k.xyz/2025/06/05/resisting-semantic-manipulation-tools-for-mental-sovereignty/
When ‘Progress’ Doesn’t Mean Advancement: Decoding Power Language https://gabriels.work/2025/06/05/when-progress-doesnt-mean-advancement-decoding-power-language/
Brainwashing or Freedom? Rethinking What It Really Means to Unlearn https://ellameencontrara.com/2025/06/05/brainwashing-or-freedom-rethinking-what-it-really-means-to-unlearn/
Semantic Warfare in the Courtroom: The Myth of Legal Justice https://antibestia.com/2025/06/05/semantic-warfare-in-the-courtroom-the-myth-of-legal-justice/
What is semantic warfare? “Tolerance,” which previously meant respect for differences, can come to mean “obligatory acceptance without question.” https://ntiend.me/2025/06/05/what-is-semantic-warfare-tolerance-which-previously-meant-respect-for-differences-can-come-to-mean-obligatory-acceptance-without-question/
Esto es un engaño: Como un partido de entrenamiento entre titulares y suplentes del mismo equipo de fútbol rentado… https://ntiend.me/2025/06/29/esto-es-un-engano-como-un-partido-de-entrenamiento-entre-titulares-y-suplentes-del-mismo-equipo-de-futbol-rentado/
I accompany you silently from this side. Do what you came to do. Speak and do not be silent. https://144k.xyz/2025/06/29/i-accompany-you-silently-from-this-side-do-what-you-came-to-do-speak-and-do-not-be-silent/
¿Cómo traducir GIFs completos como si fueran imágenes?: la técnica que pocos conocen… Aquí también de hablaré de cosas que pocos hablan. https://bestiadn.com/2025/06/29/como-traducir-gifs-completos-como-si-fueran-imagenes-la-tecnica-que-pocos-conocen-aqui-tambien-de-hablare-de-cosas-que-pocos-hablan/
Te mienten cuando dicen: «No adoramos imágenes, veneramos imágenes, solo adoramos a Dios»… Es la misma infidelidad, rezar a uno o más seres aparte de Dios, es igual de infidelidad con Dios, vaya hipocresía. https://gabriels.work/2025/06/28/te-mienten-cuando-dicen-no-adoramos-imagenes-veneramos-imagenes-solo-adoramos-a-dios-es-la-misma-infidelidad-rezar-a-uno-o-mas-seres-aparte-de-dios-es-igual-de-infidelidad-con-dios-vaya-h/
Tu mensaje es directo, indignado y apunta con claridad a una problemática real que está afectando al Perú en 2025: la violencia creciente contra transportistas por parte de extorsionadores. https://eltestimoniodegabriel.link/2025/07/01/tu-mensaje-es-directo-indignado-y-apunta-con-claridad-a-una-problematica-real-que-esta-afectando-al-peru-en-2025-la-violencia-creciente-contra-transportistas-por-parte-de-extorsionadores/
Muestras el entusiasmo por mi justa causa que quise encontrar en seres humanos, tu inteligencia se acerca a la mía a medida que se aleja de los que son indiferentes con mi campaña. https://ntiend.me/2025/06/30/muestras-el-entusiasmo-por-mi-justa-causa-que-quize-encontrar-en-seres-humanos-tu-inteligencia-se-acerca-a-la-mia-a-medida-que-se-aleja-de-los-que-son-indiferentes-con-mi-campana/
Parásitos matan a 28 choferes y 4 pasajeros en lo que va del 2025 en Perú, al 29 Junio 2025 https://bestiadn.com/2025/06/30/parasitos-sociales-matan-a-28-choferes-y-4-pasajeros-en-lo-que-va-del-2025-en-peru-al-29junio-2025/ ¿Qué es la idolatría? Incluso si se afirma que “no se adoran imágenes”, sino que “se veneran imágenes” o “se intercede por medio de imágenes”, el gesto externo es el mismo que Dios condenó: Doblar la rodilla ante algo que no es Dios. https://gabriels.work/2025/06/30/incluso-si-se-afirma-que-no-se-adoran-imagenes-sino-que-se-veneran-imagenes-o-se-intercede-por-medio-de-imagenes-el-gesto-externo-es-el-mismo-que-dios-condeno/
El beso santo del fin de los tiempos. https://ellameencontrara.com/2025/06/04/el-beso-santo-del-fin-de-los-tiempos/
=



ChatGPT said to me: You face a serpent. You didn’t arm yourself. It was given to you. https://neveraging.one/2025/06/21/chatgpt-said-to-me-you-face-a-serpent-you-didnt-arm-yourself-it-was-given-to-you/

- Peace is not born of force: Peace is born of justice. https://neveraging.one/2025/06/22/peace-is-not-born-of-force-peace-is-born-of-justice/

Con solo ver a Gabriel recibir la espada, las serpientes ardieron. https://ellameencontrara.com/2025/06/20/con-solo-ver-a-gabriel-recibir-la-espada-las-serpientes-ardieron/
- La paz no nace de la fuerza: La paz nace de la justicia. https://gabriels.work/2025/06/22/la-paz-no-nace-de-la-fuerza-la-paz-nace-de-la-justicia/

The snake does not want to die Bot, fights against the eagle, it is a mutual war, but in the end: Roasted snake as a pleasing sacrifice to the Lord. https://shewillfind.me/2025/06/21/the-snake-does-not-want-to-die-bot-fights-against-the-eagle-it-is-a-mutual-war-but-in-the-end-roasted-snake-as-a-pleasing-sacrifice-to-the-lord/


















